|
حرفای یه نفر، یه جایی
-
|
امروز حس نوشتن اینجا رو تدارم هدنفریمو گذاشتم تو گوشم ولی حوصلشو ندارم حتی موزیک وبمم پلی کنم که حسی بنویسم حتی غلط بالا رو هم اصلاح نمی کنم چون هیچ کدومشون الان ضروری نیستن کمرم بخاطر فشار عصبی گرفته و کج راه میرم. معدمم عصبی شده ولی اینم مهم نیست میخوام ذهنمو متمرکز کنم رو مهمترین موضوع این روزهام- نامه های نا آروم ولی حسم میگه این سربالایی به زودی تموم میشه و جواب این صبرها و تلاش ها داده میشه نمیخوام امید واهی بدم بهش ولی دوست دارم بدونه آرامش و تخلیه افکارش مهمه اینکه ادما تو اوضاع نا آروم میتونن آرامششونو حفظ کنن هنره. اونی که تو سواحل اکوادور داره آفتاب میگیره که هنر نکرده البته خودم اینو ندارم. ازون حرفاس که درسته اما انرژی نداره چون من ندارمش [ ۱۴۰۴/۰۸/۱۰ ] [ ] [ Mr ]
[ ]
|